یه روز یه مرد خارجی میره یه شرکت ایرانی دست شوییش میگیره حاصب شرکت میگه برای ما فرنگی نیست میگه باشه اشکالی نداره بعد میاد بیرون لباسش خیسه ازش میپرسن چیشد میگه خستگی من در رفت قشنگ نشستم راهت پامو دراز کردم اونا از خنده مزاکره نمیکنن

ادامه خواندن

یه روز یه مرد خارجی میره یه شرکت ایرانی دست شوییش میگیره حاصب شرکت میگه برای ما فرنگی نیست میگه باشه اشکالی نداره بعد میاد بیرون لباسش خیسه ازش میپرسن چیشد میگه خستگی من در رفت قشنگ نشستم راهت پامو دراز کردم اونا از خنده مزاکره نمیکنن

ادامه خواندن

یه روز یه مرد خارجی میره یه شرکت ایرانی دست شوییش میگیره حاصب شرکت میگه برای ما فرنگی نیست میگه باشه اشکالی نداره بعد میاد بیرون لباسش خیسه ازش میپرسن چیشد میگه خستگی من در رفت قشنگ نشستم راهت پتمو

ادامه خواندن

یروز تو مدرسه بودیم یارو گفت بریم فوتبال بازی کنیم منم گفتم باشه ولی دوست کناریمون دو پا نداشت گفت منم میرم نون و ماستم رو میخورم

ادامه خواندن

می‌دونی چرا آب‌ها سایت درست نمی‌کنند چون آبسایت میشن🙂🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣👃🏿🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

ادامه خواندن